تبليغاتX

ღ♥ღاحساسات یک پسر 19 سالهღ♥ღ

ღ♥ღاحساسات یک پسر 19 سالهღ♥ღ


به او بگویید دوستش دارم

درباره وبلاگ


زندگی زیباست ای زیبا پسند
زیبه اندیشان به زیبایی رسند.

روزها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود
به کجا میروم آخر ننمایی وطنم

مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا
یا چه بوده است مراد وی از این ساختنم


برای تبادل لینک ابتدا ما را لینک کنید سپس از قسمت نظرات به ما اطلاع دهید.






امكانات جانبي

نظر سنجی این ماه


نمی دونم شاید دارم خریت می کنم با ین وضعیتم می خواهم واسه سال سوم بمونم

ولی تصمیم خودم را گرفتم از فردای روز عیدفطر شروع می کنم

شاید یکی پیدا بشه که بگه تو که سهمیه و معدل نداری چرا می خواهی این کار را بکنی؟

ولی ...

عیبی نداره در عوض اوستا کریم را دارم.

تصمیم گرفتم که سال بعد رتبه ی ۲۰۰ کنکور را بیاورم و می دونم

خواستن توانستن است.

امروز هم استخاره کردم این  آیه اومد

 وَ نُريدُ أن نَمُنَّ عَلَي الذّين استُضعِفوا فی الأرضِ وَ ؛1 و اراده کرديم که بر کساني که بهنَجعَلَهُم أئمِةً وَ نَجعَلَهُمُ الوارثين مستضعف شده‌اند، منّت نهيم و آنان را پيشوايان مردم گردانيم و ايشان را وارث (زمين) کنيم.

یعنی اندکی صبر سحر نزدیک است.

با خیزشی دگر کشور صبح با ماست.

از فردای عید فطر شروع می کنم

به خاطر عشقم به خاطر مادرم به خاطر خودم می خوانم تا رتبه ی ۲۰۰ را بیاورم.

به امید اون روز که اون مال من بشه

این هم آخرین پستم تا سال بعد بود ولی کامنت هایتان را می خوانم.

این هم آدرس یکی دیگه از وبلاگهایم هست اگه خواستید سر بزنید.

Ramin.blogfa.com

خدا حافظ تا سال بعد.

لطفا برام دعا کنید

یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388

بسم الله الرحمن الرحیم

 انا انزلناه فى لیلة القدر (1) و ما ادراك ما لیلة القدر (2) لیلة القدر خیر من الف شهر (3) تنزل الملئكة و الروح فیها باذن ربهم من كل امر (4) سلام هى حتى مطلع الفجر (5).

ترجمه آیات

به نام خداوند رحمان و رحیم.ما این قرآن عظیم الشان را(كه رحمت واسع و حكمت جامع است) در شب قدر نازل كردیم(1).

و تو چه مى‏دانى شب قدر چیست؟(2).

شب قدر(در مقام و مرتبه)از هزار ماه بهتر و بالاتر است(3).

در این شب فرشتگان و روح(یعنى جبرئیل)به اذن خدا از هر فرمان(و دستور الهى و سرنوشت‏خلق) نازل مى‏شوند(4).

این شب رحمت و سلامت و تهنیت است تا صبحگاه(5).

 

می گم خدایا راست می گند که شب قدر شب رحمت هستش؟

راست می گند توی این شب انسان هرچی بخواهد تو بهش می دهی؟

خیلی خوبه که یک شبی توی سال باشه که فقط برای برآورده شدن آرزو های انسان

پس اگه اینجوری هستش

من تا صبح دعا می کنم که اون فرشته ات را که قلب من را دزدیده به من بدی

چون اون باید مجازات بشه به خاطر این کارش

مجازاتش هم این هست که باید من را تا آخر عمرم تحمل بکنه و برام آشپزی بکنه!

سه شنبه هفدهم شهریور 1388

امروز داشتم به ماه نگاه می کردم درست عین یک توپ درخشان بود گرد گرد

گرد ترین و قشنگ ترین چراغی هست که توی عمرم دیدم

یک دفعه با خودم گفتم چه نقاش ماهری اون را کشیده

این احساس بار ها بهم دست داده

من وقتی جنگل را می بینم

گلها را می بینم

باریدن بارون را می بینم

و این شکوفه های قشنگ را می بینم با خودم می گم

خدایا تو چه نقاش ماهری هستی؟!!

تنها اینها هم نیست

من وقتی به صورت اون دختری که دوستش دارم نگاه می کنم

با خودم می گم خدایا تو چه نقاش ماهری هستی

چقدر قشنگ می کشی

چقدر نقاشی های تو جذبه داره که فقط با نگاه کردن به چشمهایش که تو به این زیبایی کشیدی

دلم را دادم.

راستی خدایا میشه این تابلوی نقاشی روزی همسر من بشه؟

یکشنبه پانزدهم شهریور 1388

بچه ها یک چندتا سوال داشتم لطفا اگه میشه توی قسمت نظرات پاسخ بدید.

بهشهر چجور جایی هست؟

چقدر از تهران فاصله داره؟ و چندساعته میشه رفت به اونجا؟

مهندسی برق قدرت رشته ی پولسازی هست؟

برایش راحت کار پیدا میشه؟(بعد از گرفتن لیسانس)

با این رشته تو کجاها میشه کار کرد؟

جمعه سیزدهم شهریور 1388

خدا یا یعنی دعاهای من اینقدر برات ارزش نداشت؟

یعنی یک سال نشستم درس خواندم دعا کردم به درگاهت برات اینقدر ارزش نداشت؟

سراسری نشد نشد خوب فکر می کردم باهام داری شوخی می کنی آزاد را چرا؟فکر کردی من بهت کفر می گم؟

باشه عیبی نداره فدای سرت ولی این را خوب یادت باشه که تو هیچ کس را از درگاهت بر نمی گردونی ولی من را که از صمیم قلب ازت یک چیزی را خواسته بودم تو من را دست خالی برگردوندی

خدایا یک کاری بکن که بفهمم هستی دارم کم کم کافر می شوم.

خودت را بهم نشون بده

من که غیر تو کسی را نداشتم

گاهی فکر می کردم که اگه هیچ کس نباشه تو را دارم

ولی حالا .....

برو لذت ببر دل یک بنده ات را شکستی و مجبوزش کردی گریه کنه

حالا من گریه می کنم تو خوشحال باش

سه شنبه دهم شهریور 1388

log